چون امام حسن مجتبي(ع) پا بر پهنه عالم خاکي نهاد، خانه فاطمه(س) در انتظار گام هاي نازنين پيامبر اسلام(ص) لحظه شماري مي کرد.
حديث سنگ و سبو:
چه دشوار است شرح جان گذار سوختن شمع و چه دنياي غريبي است دنياي پست خاک. آن که فروغش بيشتر است، سوز و گدازش نيز بيشتر است و آن که بيشتر در انديشه روشنايي و فروزندگي است، بيشتر در معرض حمله ظلمت و خاموشي. آنان که دل از سنگ دارند و هم عنان تاريکي اند، گويي در هجوم بر خورشيد مسابقه گذاشته اند تا در پرتو جمال تابناکش، بر او بتازند و خاموشش کنند. به نازم سرفرازي و کرامت خورشيد را که با اين همه، روي از عاشقان جمالش باز نمي گيرد و دست مهر و گرمي از سرشان برنمي دارد. داستان امامان معصوم و بررسی از مرجع مظلوم طبق کپی رایت شيعه، داستان غم انگيز سنگ و سبوست که چون گوهر پاک ذات خويش به آلودگي دنيا نيالودند و جز به رضايت جانان و هدايت مردمان نينديشيدند، از آلودگان دنيا کشيدند آن چه کشيدند، و اينک حکايت جان سوز دومين معصوم؛ کريم مظلوم.
فروغ نور
چون امام حسن مجتبي(ع) پا بر پهنه عالم خاکي نهاد، خانه فاطمه(س) در انتظار گام هاي نازنين پيامبر اسلام(ص) لحظه شماري مي کرد. گويي تا آمدن آن وجود مبارک، حيراني عظمت و جلال تولد آن مولود مبارک، به آرامش و سکون نمي رسيد. اسماء، خادمه بزرگوار خانه وحي مي گويد: چون به مبارکي تولد نور، حضرت محمد(ص) به منزل فاطمه(س) آمد، فرمود: اي اسماء! فرزندم را بياور. من آن نوزاد پر نور و بهجت را چون گلي نو شکفته در ميان پارچه اي زرد رنگ نهاده، نزد آن حضرت بردم. هنگامي که نگاه پيامبر بدان غنچه تازه رسيده افتاد، پارچه را به دور افکند و فرمود: نگفتم نوزاد را در پارچه زرد نپيچيد؟ آن گاه پارچه اي سفيد به او پيچانيده، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه تلاوت فرمود. پس از گذشت هفت روز، امام را در پارچه اي از حرير بهشتي که جبرئيل براي پيامبر هديه آورده بود، پيچيدند و او را«حسن» ناميدند.
نام آسماني
يکي از فرمان هاي مهم دين اسلام، نام گذاري نيکو بر روي فرزندان است. نام گذاري اسامي محبوبان درگاه الهي و امامان و پيامبران بزرگوار، افزون بر اين که جنبه تقويت اصل دين و مذهب دارد، محکي است تا بندگان بدين وسيله ارادت خويش را به دين و رهبران ديني به اثبات رسانند. آن ها با اين کار، ياد و خاطره آن بزرگواران را در طول زندگاني خود و فرزندان شان جاري مي سازند و از برکت اسامي نوراني آنان بهره مي گيرند؛ زيرا اين نام هاي شريف، خود از بارگاه کبريايي پروردگار نازل گشته و نام گذاري آنان به دست ذات پاک معبود صورت گرفته است؛ چنان که در روايت مي خوانيم: «خداي سبحان اسامي دو نور رخشان ولايت، امام حسن و امام حسين(ع) را از مردمان پنهان فرموده بود، تا آن که دو گوهر فاطمي به آن دو نام گذاري شدند و پيش از آن، هيچ کس را اين دو نام ننهاده بودند».
شعر تربيت
سيره پيشوايان و اولياي الهي در تربيت فرزندان، شگفت انگيز است؛ چنان که از کودکي و اوايل رشد و شکوفايي، آنان را با آموزه هاي بلند ديني و فطري پرورش مي دادند. بسيار نيکوست که اين روش پسنديده در ميان پيروان و شيعيان ايشان نيز رواج يابد و به کار گرفته شود تا از برکات اخلاقي و تربيتي آن بي بهره نمانند. براي مثال، از حضرت زهرا(س) روايت شده است که چون کودکان خويش را در خانه به بازي مي گرفت و به تربيت جسمي و روحي امام حسن(ع) مي پرداخت، در قالب اشعاري موزون و زيبا وي را چنين خطاب مي فرمود: «دلبندم! مانند پدرت علي(ع) باش و ريسمان از گردن حق بازگير. پروردگار کريم و احسان دهنده را پرستش کن و دشمنان و کينه ورزان را به دوستي مگير». هنگامي که امام علي(ع) اين سخنان روح افزا را مي شنيد، تبسمي شيرين بر لبانش مي نشست.
صداقت عاشقي
صبر بر مصيبت هاي دنيا و پايداري در راه بندگي حق تعالي، رمزي از اسرار عاشقي و راستي در ادعاي شيفتگي و شيدايي است. تحمل مشکلات دنيايي و دل در گرو رضاي الهي سپردن، درسي است که استادان مکتب عشق و بندگي آموخته اند و بر شيعيان و دوستداران، پيروي از آنان واجب و لازم است. دوران زندگاني امام حسن(ع)، الگويي درخشان براي پيمودن راه صبر و شکيبايي است؛ چنان که در روايت است مادر آن حضرت، فاطمه زهرا(س) روزي به پدر بزرگوار خويش حضرت محمد مصطفي(ص) فرمود: «پدر جان! سه روز است که طعامي نخورده ايم و فرزندانم حسن و حسين از فرط گرسنگي بي تاب اند و اکنون، چون جوجه هاي پر کنده، از گرسنگي به خواب رفته اند». روزي ديگر، آن دو نوگل بوستان الهي نزد جد بزرگوارشان از گرسنگي و بي غذايي شکوه کردند و گفتند: «يا رسول اللّه! گرسنه ايم، به مادرمان بگو قرص ناني به ما دهد» و وقتي پيامبر رحمت از زهراي مرضيه(س) براي آنان طعامي طلب فرمود، پاسخ شنيد: «پدر جان! در خانه ما جز برکت وجود رسول خدا(ص) چيزي وجود ندارد».
بازي با پيامبر(ص)
بازي با فرزندان در سيره اولياي الهي، براي پيروان ايشان، هم درس فرزندداري است و هم مصداق بارز محبت و عطوفت با آنان. البته آن جا که اين رابطه ميان پيامبر اسلام (ص) و امام حسن و امام حسين(ع) باشد، عطر و بويي خدايي دارد. امام حسن مجتبي(ع) دوران کودکي خويش را غرق در درياي محبت و مهرباني پيامبر(ص) گذراند. روزي در حال نماز امام مجتبي(ع) به همراه امام حسين(ع) بر پشت آن حضرت سوار شدند. چون آن حضرت سر از سجده برداشت، ايشان را به آرامي گرفت و وقتي دوباره به سجده رفت، باز بر پشت او سوار شدند. وقتي از نماز فارغ شد، يکي را بر زانوي راست و ديگري را بر زانوي چپ نشانيد و فرمود: «هر کس مرا دوست مي دارد، بايد اين دو نور ديده را نيز دوست بدارد» نيز در روايتي ديگر آورده اند: «امام حسن و امام حسين(ع) بر پشت پيامبر(ص) سوار مي شدند و کودکانه طلب بازي مي کردند و آن حضرت مي فرمود: «چه خوب مرکبي است مرکب شما».
مهر الهي
اشتياق پيامبر(ص) به امام حسن(ع) را افزون بر مهر خويشاوندي، بايد در فطرت پاک و بي آلايش و اصالت ذاتي آن نور پاک جستجو کرد. مهر و محبت آن حضرت به اين فرزند و برادر کوچک ترش تا حدي بود که همواره آنان را فرزندان خويش و خود را پدر ايشان معرفي مي فرمود و بدين سان، والامقامي ايشان را به رخ مردمان مي کشيد و برتري آنان را گوشزد مي نمود؛ چنان که در روايتي فرمود: «فرزندان دختر هر کس به پدر خود منسوب مي شوند، به غير از فرزندان فاطمه(س) که من پدر ايشانم». و در روايتي ديگر وقتي به آن حضرت گفتند: شما به امام حسن(ع) توجه خاصي داريد، فرمود: «اين ريحانه من است».
يک عمر غربت
دوران شيرين زندگاني امام حسن(ع) هشت سال بيشتر به طول نينجاميد. با رحلت جان گداز پيامبر اسلام(ص) و در پي آن شهادت مظلومانه مادر جوانش، نهال نوپاي وجود آن حضرت نيز خزان گرديد و طومار زيباترين و ماندگارترين لحظه هاي زندگي اش بسته شد. آغوش گرم و پر مهر پيامبر(ص) در اين هشت سال، پناهگاه محکم آن حضرت و صدف گوهر پرور وجود مادر در همين مدت کوتاه، پرورشگاه امن وامان او بود. پس از مادر، دوره تلخ زجر و تنهايي و مشاهده غربت پدر آغاز گرديد. آن حضرت پس از تحمل 29 سال درد غريبي و تنهايي، شکافتن فرق نازنين اميرمؤمنان(ع) را به چشم ديد. اين مسأله، خود آغازي بود بر درد طاقت فرساي بي وفايي و جور ياران سنگدل در ماجراي خلافت و صلح آن حضرت با معاويه که چون تيري زهرآگين دل و جان نازنين اش را آزرده ساخت تا اين که پس از عمري رنج و غربت، با زهر جفاي همسر خويش شربت شهادت نوشيد و از جور روزگار خلاصي يافت.
دو برادر؛ دو يار
فروتني همراه با احترام، سيره اجتماعي مردان خداست که يکديگر را براي رضايت الهي اکرام و احترام مي کنند. سرّ اين مطلب در آن است که غرض اصلي ايشان در روابط با يکديگر، خشنودي پروردگار است، نه هواهاي نفساني و اغراض دنيوي. از همين رو، سن و سال در اين ميان نقشي ندارد. آن جا که پاي رضاي پروردگار کريم در ميان است، بنده راستين، خود را در ميانه نمي بيند و جز به کسب رضايت محبوب نمي انديشد. از کريم اهل بيت، حضرت امام حسن مجتبي(ع) روايت است که برادر کوچک تر خويش، حضرت اباعبداللّه الحسين(ع) را چنان احترام و تکريم مي فرمود که گويي امام حسين(ع) از او بزرگ تر است؛ چنان که ابن عباس مي گويد: وقتي راز اين مطلب را از آن حضرت پرسيدم، فرمود: «هيبت حسين(ع) چون هيبت پدرم علي(ع) مرا گرفته است». نيز ابن عباس در خبري ديگر مي گويد: «امام حسن(ع) در جمع ياران و دوستان، صفا و صميميتي خاص، و بر خوردي بي تکلف و خودماني داشت، ولي چون حسين(ع) وارد مي شد، آن حضرت رفتار خويش را تغيير مي داد».
اکسير محبت
مرکب سير الي اللّه و بندگي عاشقانه و راستين، محبت«اللّه» و شيدايي به اوست و هر چه بوي دوست دهد، نزد جان و دل عابدان، گوارا و دوست داشتني است؛ زيرا جلوه اي از جمال پروردگار در آن مي بينند و مشام جان را با آن به عطر و بوي دوست معطر مي کنند. محبت اولياي الهي به يکديگر، مصداق کامل دوست داشتن در مسير رضاي خداست و از همين مايه است علاقه پيامبر(ص) به نور ديدگان خويش امام حسن و امام حسين(ع). در روايت است که آن حضرت به امام علي(ع) فرمود: «اي علي! محبت اين دو فرزند، محبت ديگران را براي من به فراموشي سپرد. همانا پروردگارم مرا امر فرموده تا ايشان را و هر که ايشان را دوست مي دارد، دوست بدارم». نيز در روايتي ديگر که آن حضرت دست دو فرزند خويش را در دست گرفت و فرمود: «هر که اين دو و پدر مادر ايشان را دوست بدارد،در بهشت هم درجه من خواهد بود».
در بيکران حُسن حَسن
حضرت امام حسن مجتبي(ع) که به کريم اهل بيت لقب يافت، عابدترين و زاهدترين مردمان زمان خويش بود. هنگام وضو رنگش زرد مي شد و بدنش مي لرزيد و چون علت آن را جويا مي شدند، مي فرمود: «کسي که مي خواهد در برابر پروردگار عرش بايستد، حق دارد رنگ چهره اش را ببازد و بدنش به لرزه درآيد». آن گاه که به مسجد مي رسيد، سر به سوي آسمان بلند مي کرد و مي فرمود: «معبودا! ميهمان تو در آستانه بارگاهت است. اي احسان کننده کريم! گناهکاري به درگاهت آمده؛ پس در برابر زيبايي هاي خويش، زشتي هايي را که در وجود من سراغ داري، عفو فرماي».
چون ياد مرگ مي فرمود يا به قبر و قيامت مي انديشيد، مي گريست و آن گاه که ملاقات خويش را با پروردگار يادآور مي شد، ناله مي زد و از هوش مي رفت. هنگام نماز، اعضاي بدنش مي لرزيد و هنگام ياد بهشت و دوزخ، مضطرب مي گرديد و از گرفتار شدن در جهنم به خدا پناه مي برد. امام حسن(ع) حلمي فراوان و صبري حيرت انگيز داشت.
فريادرس محرومان
در آيين اسلام، ثروتمندان، مسئوليتي سنگين در برابر مستمندان و تهي دستان به عهده دارند و به حکم پيوندهاي عميق معنوي و رشته هاي الفت ديني، بايد همواره در تأمين نيازمندي هاي محرومان اجتماع بکوشند. اولياي ديني و به ويژه پيامبر اسلام(ص) نه تنها سفارش هاي مؤکدي در اين زمينه کرده اند، بلکه هر کدام در عصر خويش، نمونه برجسته اي از انسان دوستي و ضعيف نوازي به شمار مي رفتند. در اين ميان، امام مجتبي(ع) که از نظر علم، تقوا، زهد وعبادت، مقامي برگزيده و ممتاز داشت، در بذل و بخشش و دستگيري از بيچارگان و درماندگان نيز در عصر خود زبانزد همگان بود؛ تا جايي که کريم اهل بيت لقب گرفت. وجود پر برکت آن حضرت، آرامش بخش دل هاي دردمند و پناهگاه مستمندان وتهي دستان و نقطه اميد درماندگان بود.
آيينه خدايي
امام معصوم افزون بر آن که داراي منصب امامت و رهبري از طرف خداست، آينه تمام نماي صفات الهي نيز به شمار مي آيد و همه حرکات و سکنات او، رنگ و بوي خدايي دارد. امام حسن مجتبي(ع) نيز يکي از همين انوار تابناک است که صفت کرم و مهرباني الهي دروجود او جلوه خاصي داشت. آن که مظهر تام و تمام اسماء و صفات الهي است و به تمام موجودات به عنوان مظاهر و نشانه هاي محبوب خويش مي نگرد و همه را از آن جهت که آفريده او هستند دوست مي دارد. مهرورزي امامان معصوم (ع) با حيوانات، يکي از جلوه گاه هاي خاص اين ديدگاه عميق اعتقادي است. در تاريخ آمده که روزي امام حسن(ع) نشسته بود و غذا مي خورد و در همان حال، سگي نيز در پيش حضرت ايستاده بود. ايشان هر لقمه اي که ميل مي فرمود، لقمه اي نيز پيش آن سگ مي افکند. مردي گفت: اجازه دهيد اين سگ را دور کنم. حضرت فرمود: «آن را رها کن، که من از خدا شرم دارم جانداري به غذاي من نظر کند و من آن را طعام ندهم و برانم».
برچسب:
نویسنده: هستی بهرامی