فاطمه اسوه بانوان مؤمن

خرید بک لینک

يكى از عوامل اساسى در تكامل انسان عنصر «اسوه » است.

به يقين ارائه تعريف جامعى از اسوه در همه موضوعات مربوط به حيات مادى و معنوى بشر كه بتواند با برقرارى اعتدال بين نيازها و استعدادهاى انسانى، آنها را در حد طاقت بشرى به كمال لايق خود برساند، بدون هدايت وحى، توفيق بايسته را نخواهد يافت.

زيرا براى دست يابى به الگوى مذكور بايد خود جستجوگر انسان و ابعاد شخصيت انسانى را بشناسد، به تمامى حقائق وجودى او و راه كمال و ايجاد اعتدال بين قواى او به درستى پى برده باشد، سپس فرد و يا افرادى را كه در تمامى آن ابعاد، خويش را تا نقطه كمال رسانيده باشند، بشناسد و آن گاه با اسوه قرار دادن آنها، خود در اين طريق راه بپيمايد. از مسائل ضرورى در همه دورانها به خصوص امروزه غير ممكن بودن اين امر است.

نتیجه تصویری برای <strong>فاطمه</strong> اسوه <strong>بانوان</strong> مؤمن

بنابراين يافتن اسوه انسانى جز از راه هدايت الهى ممكن نيست، زيرا خداوندى كه خود آفريدگار انسان است، بهتر از هر كس به احتياجات و قابليتهاى مصنوع خويش آگاه است و درباره او فرموده است: «الا يعلم من خلق و هو اللطيف الخبير». آيا او نسبت به مخلوق خود آگاه نيست؟ او دانا به لطائف امور و آگاه است.
او مى داند كه هر كس در چه مرحله اى از مراتب كمال بشرى قرار دارد در اين باره در قرآن كريم فرمود: «الله اعلم يث يجعل رسالته ...» خداوند داناترين موجود به جايگاه شايسته اعطاى رسالت خويش است.
همان طور كه معرفى نمونه ها بدون استمداد از وحى ممكن نيست، توصيف اشخاص نيز جداى از وحى براى افراد انسان در غايت دشوارى و گاه ناممكن است. به اين دليل با نگاهى به زمانهاى گذشته مى توان به اين نتيجه رسيد; آنها كه خواسته اند درباره اسوه هاى الهى به داورى بنشينند، در حق آنان ستم روا داشته، از مقام و مرتبه اى كه حائز آن بودند چشم پوشيدند و از بازگو كردنش لب فرو بستند و يا در دام غلو و زياده انگارى گرفتار شدند و به آنان مقام الوهيت دادند. بر همين اساس، ما كه فاطمه (س) را به عنوان «اسوه » براى نوع انسان به ويژه زنان مى دانيم، اين موضوع را از زبان وحى شنيديم و از صراحت كلام رسول خدا گرفتيم.

آيات بسيارى از قرآن كريم درباره معرفى اهل بيت عصمت: از جمله حضرت فاطمه (س) نازل گرديده اند كه بحث درباره آنها خود باب ديگرى مى طلبد و منابع حديثى شيعه و سنى مشحون از اين گونه روايات است. در اين باره كتابهاى مستقلى حتى به وسيله بزرگان اهل سنت تاليف شده است.

بخارى در «صحيح » ضمن حديث طولانى از عايشه چنين نقل مى كند: نبى گرامى به فاطمه(س) فرمود: يا فاطمه الا ترضين ان تكون سيدة نساء المؤمنين او سيدة نساء هذه الامة . آيا راضى نيستى كه سرور و بزرگ زنان مؤمن يا بانوان اين امت باشى؟

در بيان خصوصيات آن حضرت نيز، كلام خداوند گوياترين و واقعى ترين معرف است و در اين خصوص آيات سوره (هل اتى) برجسته ترين صفات را مطرح كرده است تا مؤمنانى كه در جستجوى كمال حقيقى و رسيدن به درجات عالى انسانى اند، با چشم دوختن به آن ارزشها خود را در مسير آن قرار دهند.


خداوند در قرآن كريم مى فرمايد: «... ان الابرار يشربون من كاس كان مزاجها كافورا عينا يشرب بها عباد الله يفجرونها تفجيرا. يوفون بالنذر و يخافون يوما كان شره مستطيرا. و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا. انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاء و لا شكورا. انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا. فوقيهم الله شر ذالك اليوم و لقيهم نضرة و سرورا. و جزاهم بما صبروا جنة وحريرا.

نيكان در روز واپسين از جامى پر از شراب پاك كه آب كافور به آن مخلوط است، مى نوشند و كافور چشمه اى در بهشت است كه بندگان خدا از آن مى آشامند و به هر سو كه بخواهند آن را به جريان مى اندازند. آنها به نذر خويش وفا كرده و از روزى كه سختى هاى آن همه گير است مى ترسند.

با شدت احتياجى كه به آذوقه خود دارند، آن را به مسكين و يتيم و اسير مى بخشند، و زبان حالشان اين است كه ما تنها به خاطر رضاى خدا به شما غذا داديم و از شما هيچ انتظار پاداش عملى و زبانى نداريم و ما از پروردگارمان، در روزى كه شدت و محنت آن بسيار است، مى ترسيم.


خداوند متعال به اهل بيت رسول اكرم (ص) وعده نعمتهاى بى پايان بهشت را مى دهد و آن را پاداش صبر و مقاومت آنان معرفى مى كند اين امر تاكيد بر اين است كه بهشت را براى هر كس كه باشد به بها مى دهند نه به بهانه.

پس خداوند آنان را از سختى آن روز ايمن ساخت و آثار رحمت و نعمت خويش را بر چهره ها و قلبهايشان نمودار كرد و در برابر صبرى كه كردند، بهشت و لباس بهشتى به آنان پاداش داد.


پيروان اهل بيت عصمت: بر اين اتفاق اند كه اين آيات در شان عترت طاهر نازل شده است و اين واقعه در كتابهاى حديثى و تفسيرى شيعيان از قطعيات به شمار مى رود. گروهى از بزرگان اهل سنت نيز به اين موضوع در كتب روايى و تفسيرى خود تصريح كرده اند. زمخشرى در تفسير خود، از تفاسير عمده اهل سنت، به نقل از ابن عباس درباره شان نزول اين آيات مى گويد:


حضرت حسن و حسين(ع) مريض شدند رسول خدا (ص) به همراه عده اى از مردم كه با او بودند، از آن دو عيادت كردند. آنها به على (ع) پيشنهاد دادند براى شفاى فرزندان خود نذر كند. سپس آن بزرگوار و همسرش فاطمه (س) و فضه كه خدمتكار آنان بود، نذر كردند كه اگر آن دو سلامت خويش را باز يابند به شكرانه آن، سه روز روزه بگيرند. آن دو شفا يافتند. اهل بيت نيز تصميم گرفتند تا به نذر خود وفا كنند در حالى كه دستشان از آذوقه تهى بود. بنابراين على (ع) از شمعون خيبرى، شخصى يهودى، به مقدار سه صاع جو قرض گرفت. آنگاه حضرت فاطمه (س) يك صاع از آن را آرد كرده و پنج قرص نان به تعداد اشخاص منزل پخت. تا سفره پهن شد و آنها خواستند افطار كنند، شخص سائلى رسيد و اظهار داشت: درود خدا بر شما اى خاندان پاك محمد (ص)، من از مسكينهاى مسلمانانم مرا اطعام كنيد، خداى متعال از غذاى بهشت به شما عوض دهد.

نتیجه تصویری برای فاطمه اسوه بانوان مؤمن


آنان نيز آن شخص نيازمند را بر خويش ترجيح دادند و شب را در حالى كه جز با آب افطار نكردند، به صبح آوردند. روز بعد نيز روزه گرفتند حضرت فاطمه با صاع ديگرى از آرد، نان پخت. وقت افطار يتيمى از راه رسيد و عرض حاجت كرد. اين بار نيز آن يتيم را بر خود مقدم داشته و همگى غذاى خود را به او بخشيدند و با آب افطار كردند.

روز سوم هنگام افطار اسيرى بر در خانه آمد و تقاضاى طعام كرد. آنان هم نان خود را به او دادند و بدين صورت اهل بيت پيامبر(ص) به نذر خود وفا كردند. روز بعد على(ع) دست دو فرزندش حسن و حسين را گرفت و نزد رسول خدا (ص) رفت. تا چشم مبارك آن حضرت به آنان كه از شدت گرسنگى بر خويش مى لرزيدند افتاد، فرمود: اين حالى كه در شما مى بينم برايم بسيار سخت است. آنگاه حركت كرد و همراه آنها به نزد فاطمه(س) رفتند.


رسول خدا (ص) دخترش را ديد كه در محراب عبادت ايستاده و مشغول راز و نياز است و از بى غذايى شكم مباركش به پشتش چسبيده و چشمهايش به گودى فرو رفته است. آن حضرت از اين حالت بسيار متاثر شد. در همان موقع جبرئيل(ع) نازل شد و آيات مذكور از سوره «هل اتى » را در شان خاندان پاك پيامبر برايش قرائت كرد و تبريك و هنيت خداوند را به خاطر داشتن چنين اهل بيتى به رسول الله(ص) رساند.


فاطمه(س) اسوه بانوان مؤمن

امام شرف الدين عاملى معتقد بود: «علماء علم بيان و ساير سخن شناسان شكى در اين ندارند كه جمع با الف و لام حقيقت در عموم است و در اين هيچ اختلافى بين عرب نيست و روشن است كه لفظ «ابرار» در آيه كريمه جمع «بر» يا «بار» است و الف و لام بر آن وارد شده است و ظهور آن در شمول جاى ترديد نيست و در عين حال اين لفظ با وجود فراگير بودن آن، تنها بر حضرت على و فاطمه و حسن و حسين اطلاق گرديده و اين خود برهان بر اين است كه آنان خلاصه برگزيدگان و كامل ترين نيكان و با فضيلت ترين خوبان اند و چه ستايشى بالاتر از اين كلام خداوند مى توان يافت؟».
خداوند متعال از بين تمامى ابرار تعدادى را گزينش كرد و آنان را كه كاملترين افراد بشر پس از رسول خدا(ص) هستند به عنوان مقتدا به جهانيان شناساند و شريفترين و لطيفترين حالات و اوصاف انسانى را كه در داستان، ايثار آنان تبلور يافت، به عنوان درسى آموزنده، راهى به سوى كمال، تفسيرى براى حيات، صحنه اى براى امتحان، اوجى براى پرواز، مظهرى براى شكوفايى و به بار نشستن قابليتهاى انسان براى مؤمنان بازگو كرد و به اين ترتيب بر آنان منت گذارد.

بانوان فرهیخته قائمشهر...

ما را در سایت بانوان فرهیخته قائمشهر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 6:18

صفحه بندی